هرگاه كسي در كاري كه مهارت داشت، فعاليت ميكرد، حضرت به نيكي، او را احترام ميگذاشت. در بيان شرافت و عزت كارگران همين بس كه رسول اكرم صلياللهعليهوآله با افتخار، بر دستشان بوسه زد. ميگويند پس از آنكه پيامبر از جنگ «تبوك» بازگشت، سعد انصاري به پيشواز آن حضرت شتافت و با حضرت دست داد. پيامبر به او فرمود: دستت چه شده كه چنين زبر و خشن است؟ سعد گفت: اي رسول خدا! با طناب و بيل كار ميكنم و درآمدي براي خرج زندگي خود و خانوادهام كسب ميكنم. ازاينرو، دستم خشن شده است. حضرت دستان سعد را در دستهاي مهربان خويش گرفت و آنها را بوسيد و فرمود: «اين دستي است كه آتش دوزخ به آن نميرسد».
ادامه مطلب
ادامه مطلب
چنين نگوييد. اگر اين جوان كار ميكند تا نيازمنديهاي خود را تأمين كند و به ديگران محتاج نباشد، در راه خدا گام برداشته است. همچنين اگر به نفع پدر و مادر ناتوان و كودكان خردسالش كار كند و آنها را از مردم بينياز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است.
«رسول اللّه صلياللهعليهوآله هرگاه كسي را ميديد كه توجه او را جلب ميكرد و از وي خوشش ميآمد، از ديگران ميپرسيد: آيا شغل و حرفهاي هم دارد؟ اگر گفته ميشد كه حرفهاي ندارد، حضرت ميفرمود: از چشم من افتاد. ميپرسيدند: چرا اي رسول خدا؟ و او ميفرمود: چون اگر مؤمن حرفهاي نداشته باشد، دين خود را وسيله معاش قرار ميدهد».
ادامه مطلب
بر اين اساس، مهمترين شاخصه دعوت داود، از ميان همان شيوههاى غير مستقيم وعملى برداشت مىشود. با نظرى به آيات و روايات مربوط به حيات و دعوت داود مىتوان وى را اسوه كار و تلاش و صنعت دانست، چرا كه زندگى او حتى در زمان حكومت مشحون از فعاليتهاى فنى، هنرى و صنعتى به منظور رفع نيازهاى مردم و نيز معاشخانواده بوده است.
ستايش از داود در قرآن
ادامه مطلب
هر نظام اقتصادى كه يكى از وظايف مهم خود را ايجاد زمينه كار، اشتغال و افزايش توليد بداند، بهطور طبيعى نخست شرايط مناسب بينشى، رفتارى، ارزشى و فرهنگى كار، اشتغال و توليد را فراهم مىكند. آنگاه مكانيزمهاى اقتصادى را هماهنگ و سازگار با عناصر فرهنگى بهكار مىگيرد. بىشك كاستى باور و بينش در مورد كار مثبت و ضعف ارزشى تلاش و پشتكار در سطح جامعه، رفتارهاى متناسب با شكوفايى توليد و اشتغال را بهشدت تحتتأثير قرار مىدهد و درنهايت مكانيزم عرضه و تقاضاى كار را بىكشش مىسازد. در چنين وضعيتى نه متغير دستمزد در جانب عرضه كارساز است و نه متغير سود و درآمد در جانب تقاضا مىتواند نقش چشمگيرى داشته باشد.
از اين رو ابتدا، جايگاه نيروى انسانى عامل كار را از جهت بينشى و فلسفى در تدبير جهان، و آنگاه بعد جامعهشناختى اين عامل و در نهايت اصول و شرايط اقتصادى كار، اشتغال و توليد را از ديدگاه امام على ـ عليهالسلام ـ برمىرسيم.
ادامه مطلب
امام علي(علیه السلام) می فرمایند:
شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده.
*******
الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛
کردار زيبا از بلندي همت خبر مي دهد.
*******
الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛
فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است.
*******
ادامه مطلب
الف- اصل درآمد مردم به منزله در آمد خزانه دولت:
رابطه اقتصادی حاکمیت با مردم را از دو منظر متفاوت می توان، مورد تحلیل قرار داد. در یک نگاه دولت نسبت به انجام وظایفی مسؤولیت دارد. تأمین امنیت، کالاهای عمومی که بخش خصوصی دست به کار تولید آنها نمی شود، و زمینه سازی فرایند توسعه و رشد برعهده دولت و طبعا هزینه این وظایف و اهداف را نیز باید از مردم در قالب مالیاتها دریافت نماید، این نگاه می طلبد که دولت درآمدهای خود را با سیاستهای مختلف اعتباری مالی افزایش دهد تا این که با قدرت هر چه بیشتر بتواند به وظایف خود عمل نماید و در نتیجه درآمد دولت نسبت به درآمد مردم اولویت پیدا می کند. نگاه دیگر این است که دولت یکی از وظایف مهم خود را افزایش درآمد مردم تلقی نماید، باور مسؤولان و مدیران میانی و پایین این است که مردم، هرچه بیشتر در آمد داشته باشند، دولت هم به همان نسبت می تواند بیشتر در آمد داشته باشد و ملت هر مقدار فقیرتر باشد، به همان نسبت بخش عمومی هم دچار فقر خواهد بود. با این نگاه سعی تمام دولتمردان و کارمندان بر این خواهد بود که زمینه کاهش فقر عمومی فراهم شود و در نتیجه مدیران نه تنها موانع حرکت تولید کالا و خدمات را بر می دارند، بلکه خود دست به کار شتاب بخشیدن به این حرکت می شوند.
ادامه مطلب
عدالت در این نص، همان رعایت حقوق متقابلی که خداوند برای تنظیم روابط و تعیین حدود و مرزهای حاکمیت و ملت، وضع نموده است. فرض این است که با اجرای این حقوق متقابل طبیعی ترین رابطه بین مسؤولان نهاد حکومت و مردم و در نتیجه زمینه مشارکت مردم در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دفاع، امنیت، بهداشت، آموزش،... فراهم می گردد. زیرا اعتماد عمومی نسبت به دولت و دلتمردان با زیر پا گذاشتن حقوق مردم از جانب حاکمیت ممکن نیست بارور گردد، و با از بین رفتن این اعتماد، جامعه نسبت به این نهاد، بی تفاوت و احیانا بیگانه می گردد.
ادامه مطلب
نامه امام علی علیه السلام به والی شایسته خود، مالک اشتر را می توان، منشور حکومت و تبیین دیدگاههای آن حضرت نسبت به مسائل گوناگون حیاتی جامعه دانست. در ابتدای این منشور، اهداف کلی و آنگاه راهکارهای تحقق آنها را بیان می فرماید.
این اهداف عبارتند از، «جبایة خراجها، و جهاد عدوّها، و استصلاح اهلها، و عمارة بلادها»(نهج، نامه 53) فرایند «عمارت بلاد» بدون «استصلاح» تربیت و تعلیم افراد جامعه ممکن نیست، هم چنان که تربیت و تعلیم در جامعه بدون تأمین امنیت «جهاد عدو» و تأمین مخارج این اهداف «جبایة خراج» امکان ندارد.
به بیان دیگر این اهداف، اهداف منشور یک حکومتند. ارتباط منطقی و واقعی و نظاممند بین هر یک از این اهداف با یکدیگر را از یک طرف، و ارتباط آنها با راهکارهای آنها را از طرف دیگر، باید مورد توجه قرار داد. زیرا در یک ساختار و چینش خاص، این اهداف و راهکارها زمینه پیدایش و تبلور دارند. مثلاً «عمارة البلاد»، «آبادانی شهرها» در هر مرحله تاریخی یک پدیده ای اجتماعی است که در سایه اشتغال تحقق می یابد. اشتغال یعنی تأمین تقاضای کار از طریق نیروی انسانی که در جانب عرضه، جویای کار است.
ادامه مطلب
در نظام های اجتماعی، انگیزه کار در قشرهای متوسط، تحصیل در آمد است و در قشر مرفه، کسب موقعیت اجتماعی است، چون برخی مشاغل می تواند، موقعیت اجتماعی ویژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهای اجتماعی قدرت سالار هر شغلی که به راس هرم قدرت، بیشترین ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعیت اجتماعی مهمتری را هم فراهم می سازد. بر همین اساس ممکن است، انگیزه کار صرفا تحصیل درآمد نباشد؛ بلکه کسب موقعیت اجتماعی باشد.
در این گونه نظامها ممکن است، فردی توان لازم کاری یا امانت و درستکاری شغلی را نداشته باشد؛ ولی مسؤولیت آن کار را به عهده گیرد و این پدیده معمولی و متعارفی است که نیاز به بحث ندارد، ولی در نظامهای اجتماعی شایسته سالار شایستگی شغلی عامل تعیین کننده است. کسی که شغلی را عهده دار می شود، توان همه جانبه آن کار را طبعا باید داشته باشد.
ادامه مطلب
برای تبدیل یک پدیده رفتاری به «هنجار» باید بین آورنده هنجار و مخاطبان و اعضای جامعه و پدیده مورد نظر، رابطه مثبت وجود داشته باشد. فردی که هنجار را می آورد باید اعضای جامعه او را پذیرفته باشند، آنچه که به عنوان هنجار در پیام خود دارد، باید مورد نیاز جامعه باشد تا این که از آن استقبال شود. با فرض مورد قبول بودن هنجار آور در دید اعضای جامعه و مورد نیاز بودن پدیده رفتاری موردنظر این پدیده رفتاری به سرعت تبدیل به هنجار می شود.(رفیعی، 504)
بر این اساس اگر نسبت عملی و گفتاری امام علی علیه السلام در مورد کار و تلاش مفید و منظم به جامعه رسانده شود، بی شک جامعه بطور طبیعی آن را به عنوان «هنجار»، «ارزش» می پذیرد.
ادامه مطلب
ارزش یعنی یک نوع درجه بندی و امتیاز بندی پدیده ها (اعم از رفتار و اشیاء) از جهت خوبی و بدی، مثبت و منفی. اهمیت ارزش از آن جهت است که ارزیابی ما نسبت به اشیاء و رفتارهای خود و دیگران مبنا و ملاک قرار می گیرد. از این رو ارزش موجب می شود که جهت رفتارها مشخص شود و در جهت گیری ارزشی شکل گیرد.(3)
بی شک انسان به پدیده هایی امتیاز مثبت می دهد و آنها را خوب تلقی می نماید که می توانند نیازهای او را برآورده سازند.(همان، 270) طبیعی است که نیازهای انسان آن چنان که «مزلو»(4) معتقد است، طیفی گسترده از نیازهای ابتدایی (جسمی) تا نیازهای پیشرفته (غیر جسمی) از قبیل نیاز به احترام و شکوفایی و نیاز به روابط اجتماعی را زیر پوشش قرار می دهد.(رفیعی، 271) بنابراین نیازهای گوناگون انسان منشأ ارزشها می شوند، هر آنچه که بتواند آنها را اشباع نماید و موجب دسترسی انسان به خواسته های خود شود، از نظر او مطلوب و خوب به حساب می آید.
ادامه مطلب
کار، اشتغال و تولید دارای سه بعد فلسفی، جامعه شناختی و اقتصادی می باشد، ترتب بین این ابعاد منطقی است. از این رو بعد فلسفی، زیربنای جامعه شناختی و جامعه شناختی آن زیرساز بحث اقتصادی آن به حساب می آید. آنگاه که فرهنگ کار و تولید در روابط اجتماعی سامان می یابد، زمینه طبیعی تأثیرگذاری دولت و مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاری فراهم و در نتیجه شرایط راهبردهای اشتغال و تولید تحقق عینی می یابد.
مقدمه
هر نظام اقتصادی که یکی از وظایف مهم خود را، ایجاد زمینه کار، اشتغال و افزایش تولیدات بداند، بطور طبیعی اول باید شرایط مناسب بینشی، رفتاری، ارزشی و فرهنگی کار، اشتغال و تولید را فراهم نماید. آنگاه مکانیزمها و متغیرهای مستقل و تابع اقتصادی را هماهنگ و سازگار با عناصر فرهنگی بکار گیرد. بی شک کاستی باور و بینش در مورد کار مثبت و ضعف ارزشی تلاش و پشتکار در سطح جامعه، رفتارهای متناسب با شکوفایی تولید و اشتغال را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت مکانیزم عرضه و تقاضای کار را بی کشش می سازد.
ادامه مطلب
ايشان در همين نوشتار انقلاب اسلامي ايران را « امانت الهي » و « هديه غيبي » و « تحفه الهي » و « پديده الهي » دانسته اند كه از جانب خداوند منان به ملت ايران عنايت شده است. بي ترديد اين نعمت بزرگ الهي نيازمند پاسداري و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامي بدون تحقق شرايط و لوازم آن امكان پذير نيست. رهاكردن انقلاب در بين راه و كوتاهي در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بي پايان آن از آفات انقلاب است. خستگي انقلابيون تنبلي بي حالي نااميدي سستي و بي حوصلگي آنان خطر بزرگي است كه انقلاب را تهديد مي كند. حضور در تمام صحنه هاي انقلاب و سعي و كوشش همه جانبه و تلاش دائمي در راستاي پاسداري از انقلاب اسلامي و فراهم نمودن شرايط و عوامل تداوم آن و ظيفه و تكليف الهي عمومي است. روحيه انقلابي تلاش تحرك پويايي فعاليت و نشاط انقلابي عامل بقا و پايداري انقلاب و ضامن رسيدن به اهداف بلند و نهايي انقلاب است.
ادامه مطلب
1) زمينه رستگاري
در بينش توحيدي اسلام، كار و اشتغال يك ارزش شمرده مي شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي برد. رسول اكرم(ص) مي فرمايد: «كسي كه براي تأمين معاش خانواده اش تلاش مي كند، همانند مجاهد در راه خداست»2) تأمين مخارج زندگي
يك مسلمان با پيش گرفتن كسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقر اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه مي كاهد.ادامه مطلب